|
|
سلام.بریم سراغ حواشی رفتن من به نونهالان پیام.رفتن من به این تیم مثل سال پیش نبود. من سال پیش کار سختی برای رفتن به پیام نکردم چون مربیمان چند باری در زمان غیبت مربی مدرسه ی فوتبالمان پیش ما آمد تا استعداد های بچه ها را ارزیابی کند و کار مربیمان را انجام دهد.بعد از پایان مدرسه فوتبال آقای مربی از بین بازیکنان برای تکمیل تیمش بازیکن جذب می کرد و من جزو آن نفرات برای تیم نونهالان پیام انتخاب شدم.
و اما رفتن من به تیم نوجوانان پیام.این دفعه کار راحت نبود.بعد از ۴ مرحله تست از بین ۲۹نفرجزو ۱۸نفر منتخب تیم نوجوانان پیام شدم.یاعلی مدد ::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:9:39»تاريخ ارسال :شنبه چهاردهم شهریور 1388 |
کیریستین رونالدو و کاکا
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:9:44»تاريخ ارسال :دوشنبه دوم شهریور 1388 |
بعد از 5 سال بودن کیریستیانو رونالدو در تیم منچستر یونایتد و مشهور شدن آن در همین 5 سال توجه تیم هایی را به خود جلب کرد.اما سال 2008 قبل از شروع شدن لیگ قهرمانان اروپا رونالدو در بیانیه ای گفت که رویایش بازی در رئال مادرید است.بعد از فینال جام قهرمانان اروپا که منچستر یونایتد از بارسلونا شکست خورد سرمربی رئال مادرید پیشنهاد خرید کیریستین رونالدو را داد.فرگوسن اول نمی خواست که یکی از بهترین بازیکنان تیمش را به همین راحتی رئال بدهد.اما از طرف دیگر می توانست پول خوبی بگیرد و برای همین بعد چند روز فکر کردن رونالدو را به رئال داد.
بازیکن خط هافمک میلان کسی که با تکنیکش توجه خیلی ها را به خود جلب کرده بود او کاکا بود که بعد از شکست های بسیار ناراحت کننده تیمش با رئال به مذاکره پرداخت و اما این دفعه مثل رونالدو مشکلاتی پیش رویش نبود و با پذیرفتن پیشنهاد رئالی ها کاکا هم به رئال پیوست تا برای اولین بار با رونالدو در یک تیم بازی کنند
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:11:5»تاريخ ارسال :چهارشنبه هفتم مرداد 1388 |
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:8:57»تاريخ ارسال :سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 |
سلام.
چند روز پیش که امتحان انشاء داشتیم مانند هر روز برای سرزدن به کتابخانه ی مدرسه به کتابخانه مان رفتم.وقتی به کتابدارمان سلام کردم او من را خواست که پیشش بروم.وقتی پیش او رفتم کتابی روبرویش در حال روئیت بود.اوکتاب را به من نشان داد و من بعد از دیدن نام و مشخصات آن در یکی ازصفحات آن کتاب نام خودم و بعضی از دوستانم که با من هم کلاس بودند را دیدم.موهای تنم سیخ شده بود.فقط در آن لحظه به این موضوع فکر می کردم که به چه دلیل نام من در آن کتاب درج شده! بعد از توضیح مفصل خانم کتابدارمان تازه فهمیدم که این موضوع به چند ماه پیش برمی گردد.روزی که خانم کتابدار از ما خواست تا داستانی بنویسیم و به او بدهیم.البته اگر کمک دوستانم و معلمانم و پدر و مادرم در یاد گیری علم و ادب و فرهنگ نبود من هرگز در راه نویسندگی یا انشاء نویسی پیروز نمی شدم. یا علی مدد ::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:13:4»تاريخ ارسال :دوشنبه یازدهم خرداد 1388 |
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:16:2»تاريخ ارسال :یکشنبه سوم خرداد 1388 |
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:8:49»تاريخ ارسال :سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 |
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:13:29»تاريخ ارسال :سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |
::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:13:23»تاريخ ارسال :سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |
فلسطينيان گرفتار آمده در فقر و نداري در شرايطي كه حصر اقتصادي غزه از سوي اسرائيل ميرود تا لطماتي جبرانناپذير به غزهنشينان وارد آورد ناچار به جستجوي غذا در ميان زبالهها شدهاند.
![]() ::|+|نگاشته شده توسط فاضل نوروزی | موضوع: »ساعت:14:14»تاريخ ارسال :سه شنبه سوم دی 1387 |
اخرين نوشته ها مطالب جالب و اموزشي در ديگر وبسايت ها |
|